حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
226
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
توحيد را اثبات كرده است ، كسى كه از ازليّت و ابديّت چشمپوشى كند و به آنچه ميان آن دو است ، بنگرد ، عبادت به جاى آورده است . و كسى كه از ازليّت و ابديّت و آنچه ميان آن دو هست ، روى گرداند ، به دستاويز حقيقت چنگ انداخته است . 216 . كسى كه توحيد را در غير « لام الف » جستجو كند براى غرقه شدن در كفر تن در داده است ؛ و كسى كه « هو هويّت » را در غير خطّ استوا جستجو كند ، در ميان حيرتى نكوهيده به جستجو برخاسته كه در پس آن هيچ آرامشى نيست . 217 . حقيقت توحيد در سرّ ، آن سرّ ميان دو خاطر و آن دو خاطر ميان دو انديشه نهفته است و انديشه از نگاه چشمها تندتر است . 218 . قرآن زبان هر دانش و زبان قرآن حروف به هم پيوسته و متّخذ از خطّ استواست كه بيخ آن خط در زمين استوار و شاخهء آن در آسمان است ، اين همانى است كه توحيد به دور آن مىگردد . 219 . كفر و ايمان از لحاظ اسم باهم فرق دارند و گرنه از لحاظ حقيقت هيچ فرقى ميان آن دو نيست . 220 . اى مردم هرگاه حق بر دلى چيره آيد ، آن دل را از هرچه غير حق است تهى مىسازد ؛ و هرگاه حق با كسى همراه شود ، جز حق همه چيز را براى او نابود مىگرداند . 221 . هرگاه حق به بندهاى عشق ورزد ، ديگر بندگانش را به دشمنى با او برمىانگيزاند تا آن بنده به او روى آورد و به او نزديك شود . 222 . پس چيست مرا كه هيچ نسيمى از خدا نيافتهام و به اندازهء يك چشم به هم زدن به او نزديك نشدهام امّا همواره مردم با من از در دشمنى درمىآيند . 223 . خطاب به ابراهيم بن فاتك : قلبها خداى بلندمرتبه را در خود نگنجاند و چشمها او را در نيابد و مكانها و جهتها او را در خود نگيرد . و اوهام نتواند او را تصوّر كند ، به فكر در نيايد . و چگونگى به دو راه نجويد و با شرح و وصف توصيف نشود . و او همواره با توست . در هر نفس كشيدن و در رفتن و ماندن . پس چشم خود بگشا تا چگونه مىزيى ؟ البته اينها كه گفتم همه زبان عوام است و زبان خواص را خود نطق و گويايى نيست . 224 . خدا حق است و بنده باطل ، چون حق و باطل باهم گرد آيند ، حق بر باطل